![]() |
||
|
دو كودك بازيگوش هاليوود طي يك قرني كه از شكل گيري سينما، به عنوان مهمترين صنعت سرگرمي و به پندار منتقدان «كارخانهي روياسازي» ميگذرد، ستارگان سينما جايگاه مشخصي را در ناخودآگاه جمعي از مخاطبان خود به دست آوردهاند. در اين ميان كمدينها، علاوه بر ذهن و روان، به قلب مخاطبان سينما نيز راه يافتهاند؛ مخاطباني كه با تماشاي آثار آنها حتي براي لحظاتي كوتاه، فارغ از مشكلات و مسائل بيپايان جهان تلخ واقعيت، از ته دل ميخندند و به اين شكل، از كنار تلخيها آسانتر ميگذرند و مگر كاركرد كمدي (در مقابل تراژدي) جز اين است؟ در اين ميان از بين نامهاي بزرگي چون «چارلي چاپلين»، «باستر كيتن»، «هارولد لويد»، «برادران ماركس»، «باب هوپ»، «جري لوئيس» و امروزيترها از جمله «رابين ويليامز» و «جيم كري»، نام «لورل و هاردي» - اين محبوبترين زوج تاريخ سينما- بسيار پرآوازه است. «لورل و هاردي» معروفترين و سرشناسترين زوج كمدي در تاريخ سينما به شمار ميآيند. اين دو، نيمهي اول قرن بيستم، در دهها فيلم صامت و غيرصامت كمدي حضور يافتند. «آرتور استنلي جفرسون» كه بعدها به «استن لورل» شهرت يافت، 16 ژوئن سال 1890 در «لنكاشاير» انگليس به دنيا آمد. در 16 سالگي فعاليتهاي هنري خود را با حضور در تئاتر «گلاسكو»ي اسكاتلند آغاز كرد. وي از همان ابتدا، در نقشهاي كميك در كنار كمدينهاي سرشناس حضور يافت و به تدريج نقشهاي مكمل را به دست آورد؛ در نهايت نيز نام خود را، به عنوان كمديني جوان و بااستعداد سر زبانها انداخت. او سال 1912 به آمريكا مهاجرت كرد و از آن جا كه نام «استنلي جفرسون» براي پوسترهاي تئاتر و سينما كمي طولاني به نظر ميرسيد، تصميم گرفت نام «استن لورل» را به عنوان نام هنري خود برگزيند. وي سال 1917 براي اولين بار، در يك فيلم سينمايي حضور يافت. «لورل» به تدريج مورد توجه «هال روچ»، تهيه كنندهي سرشناس شركت يونيورسال قرار گرفت. اگرچه در آن زمان وي فاقد جذابيتهاي سينمايي كمدينهايي چون «چارلي چاپلين»، «هارولد لويد» و «باستر كيتن» بود، اما به تدريج توانايي حيرتآورش در پانتوميم مورد توجه تماشاگران سينما قرار گرفت. «نورول هاردي» نيز 18 ژانويهي 1892 در «هارلم» ايالت «جورجياي»ي آمريكا به دنيا آمد. هنگامي كه تنها يك سال بيشتر نداشت، پدرش درگذشت. مادر وي كه يك مدير سرشناس هتل بود، به تنهايي سرپرستي هاردي و 4 خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. در دورهي كودكي و نوجواني، «هاردي» موجب نگراني مادرش بود، چرا كه به تحصيلات علاقهاي نداشت و از مدرسه فرار ميكرد. به تدريج مادرش متوجه استعداد وي در زمينهي موسيقي و خوانندگي شد و او را به مدرسهي موسيقي فرستاد. سال 1910 اولين سالن سينما در شهر «نيلج ويل»، محل سكونت خانوادهي هاردي افتتاح شد. «نورول» كه به ياد پدرش نام «اوليور» را برگزيده بود، به عنوان آپاراتچي، متصدي بليت و در نهايت مدير سالن سينما مشغول به كار شد. بعدها او به يكي از دوستانش گفت كه تصور ميكند از بسياري از بازيگران آن زمان، بااستعدادتر است. دوستش نيز به وي پيشنهاد كرد تا بخت خود را در عرصهي بازيگري بيازمايد. به اين ترتيب «اوليور هاردي» به عنوان بازيگري جوان، راهي هاليوود شد. وي سال 1914 در اولين فيلم سينمايي خود ظاهر شد و پيش از آشنايي با «لورل» در بيش از 250 فيلم صامت كوتاه حضور يافت. از اين تعداد، 150 فيلم در يك حادثهي آتشسوزي در استوديويي در هاليوود سوخت و براي هميشه نابود شد. به نوشتهي گاردين، «لورل و هاردي» براي اولين بار سال 1921، در فيلم «سگ خوشبخت» در كنار يكديگر ظاهر شدند. هر چند هنوز تا شكل گرفتن معروفترين زوج تاريخ سينما، سالها زمان لازم بود. سال 1927 بود كه «هال روچ» تصميم گرفت اين دو كمدين بااستعداد اما نه چندان سرشناس را، به عنوان يك زوج كمدي در كنار يكديگر به خدمت بگيرد. «دومين صد سال» به تهيه كنندگي «هال روچ»، اولين كار اين زوج سينمايي بود كه از آن پس با نامهاي «استن» و «اولي» خوانده ميشدند. طي سالهاي بعد و با ورود صدا به سينما، فعاليتهاي بسياري از بازيگران سرشناس سينماي صامت به پايان رسيد، در حالي كه «لورل و هاردي» موفقتر از دورهي سينماي صامت، به درخشش خود ادامه ميدادند. لهجهي انگليسي «لورل» و جنوبي «هاردي» و توانايي خوانندگي اين دو، آنان را نزد تماشاگران سينما بسيار محبوب كرده بود. علاوه بر اين لورل و هاردي به شكل بسيار ماهرانهاي، طنز كلامي را با شوخيهاي بصري در آميختند كه موجب موفقيت بيشتر آنان شد. فيلمهاي سينمايي آنان در دههي 1930 از موفقترين آثار كمدي سينما محسوب ميشود و هنوز شبكههاي پرشمار تلويزيوني در سراسر جهان، اين آثار را در ساعات پربينندهي خود پخش ميكنند. اولين فيلم سينمايي رنگي آنها در سال 1930 «آواز غيرمنتظره» نام داشت كه نگاتيوهاي آن بعدها از بين رفت و اكنون تنها دقايقي از آن باقي مانده است. سال 1932 فيلم كوتاه «جعبهي موسيقي» با حضور «لورل و هاردي» برندهي اسكار بهترين فيلم كوتاه شد. با بالا گرفتن محبوبيت اين دو، «هال روچ» بسياري از پروژههاي سينمايي خود را لغو كرد تا تمام وقت خود را به تهيهي كمديهاي جاودانهي محبوبترين زوج تاريخ سينما اختصاص دهد. طنز لورل و هاردي به طور عمده طنز بصري محسوب ميشود، البته بر مبناي شخصيتپردازي در موقعيتهاي كميك (كمدي موقعيت). ديالوگهاي لورل و هاردي ماهيت پيچيدهاي دارد و از ويژگيهاي منحصر به فرد اين زوج كمدين ميباشد. شخصيت و رابطهي بسيار نزديك و در عين حال پراصطكاك آنها باعث ميشد تا آنان، از انجام سادهترين كارها در سكانسهاي مختلف باز بمانند. كمدي لورل و هاردي حول محور وقايعي شكل ميگيرد كه طي آنها يك ايدهي ساده، مبناي شوخيهاي بصري بيپايان است. هاردي چهرهاي جدي داشت و نهايت تلاش خود را به كار ميگرفت، تا تشخص خود را حفظ كند. اگرچه وي به شكلي باورنكردني سادهدل و احساساتي بود. از آن سو لورل بر خلاف چهرهي سادهلوح و پز ابلهانهاي كه به خود مي گرفت، در موقعيتهاي مختلف با رندي خاصي، سعي در حفظ منافع خود و دور زدن همراه چاق و سادهدلش داشت، در حالي كه بدون همراهي او حتي از انجام سادهترين كارها هم عاجز بود. در مواردي كمدي لورل و هاردي حتي جنبهي سورئال نيز مييافت. به عنوان مثال در صحنهاي از يك فيلم به نظر ميرسد لورل پيپ خود را با شست دستش كه از مشت بستهي او بيرون آمده، روشن ميكند. انگار كه از انتهاي شست او، شعلهي آتش بيرون مي آيد، در حالي كه وي با خونسردي به چاق كردن پيپ خود مشغول است. هاردي كه با ديدن اين صحنه بهتزده شده است، تلاش ميكند كار لورل را تكرار كند. بعد از بارها تكرار، وي موفق ميشود اين كار را انجام دهد. اما در حالي كه از اين بابت بسيار هيجان زده است درمييابد كه شست دستش به واقع آتش گرفته است و فريادي از درد برميآورد. لورل و هاردي ايفاگر نقش زوجي به شدت سادهلوح، بازيگوش، فوقالعاده خوشبين و به نحوي باورنكردني معصوم و پاكدل بودند. آنها كودكاني بودند كه در جهان خشن و بيرحم بزرگترها گرفتار شده بودند، دو كودك معصومي كه سر و كارشان هميشه با مردمي متكبر، خودخواه، عصباني، سلطهجو، ازخودراضي و بداخلاق بود. اما آنها با هم و در كنار هم، با خنده با دنياي بيرحم و بيعاطفهي پيرامون خود روبهرو ميشدند. فارغ از اين كه زندگي در اين دنيا چه عواقب فاجعهباري براي آنها دارد. آنچه آنها را به سلامت از دل وقايع تلخ و ناگوار عبور ميداد، دوستي بيريا و عميقشان بود. لورل و هاردي در زندگي واقعي و پشت صحنهي فيلمهاي خود نيز چنين رابطهاي با يكديگر داشتند. با ظهور تلويزيون اين دو به ارائهي آثاري به يادماندني براي اين رسانهي نوپا كه در آن زمان، رقيب جدي سينما تلقي ميشد، پرداختند. اگرچه مشكلات و بيماريهاي جسمي، آرام آرام به دوران فعاليت حرفهاي اين دو پايان داد. سال 1956 پزشكان به هاردي هشدار دادند كه چنانچه وزن خود را كاهش ندهد، با مشكلات جدي قلبي مواجه خواهد شد. وي با تلاش بسيار، توانست 50 كيلوگرم وزن بدن خود را بكاهد. هرچند كاهش وزن سريع، خود بلاي جان او شد. پس از چند بار سكتهي مغزي، «اوليور هاردي» 7 آگوست سال 1957 درگذشت. هاردي هنگام مرگ تنها 138 پاوند (حدود 63 كيلوگرم) وزن داشت. لورل كه به شدت از مرگ همراه هميشگي خود افسرده شده بود، در مراسم تشييع جنازهي هاردي حضور نيافت و در پاسخ به سؤال ديگران در اين باره ميگفت: «اولي مرا درك ميكند.» اين در حالي بود كه «لورل» در آن زمان، خود از ناراحتي قلبي رنج ميبرد. پس از مرگ «هاردي»، استن لورل ديگر حاضر نشد مقابل دوربين قرار گيرد و از سينما و تلويزيون كنارهگيري كرد. 8 سال پس از مرگ هاردي، لورل نيز در سانتامونيكا درگذشت. كوتاه اما خواندني * سه سال پس از مرگ «هاردي» آكادمي علوم و هنرهاي تصويري آمريكا، در اقدامي كه به نوعي تقدير از اين زوج هنرمند بود، لورل را به مراسم اسكار دعوت كرد تا از وي به پاس يك عمر خدمات و تلاشهاي او براي ارتقاي سينماي كمدي سپاسگزاري كند. اما لورل كه پس از مرگ همراه هميشگياش در مجامع عمومي حاضر نميشد، در مراسم اسكار نيز حضور نيافت. * از مجموع 106 فيلم مشترك لورل و هاردي، 103 فيلم باقي مانده است كه بارها از شبكههاي تلويزيوني پخش شده است و هنوز هم در برخي از سالنهاي سينما به نمايش در ميآيد. * معروفترين جمله در فيلمهاي اين زوج، جملهاي بود كه بارها از سوي هاردي به لورل گفته ميشد: «باز هم يك گندكاري ديگه به بارآوردي؟» * در شهرهاي زادگاه لورل و هاردي دو موزه به ياد آنها ساخته شده است. * سال 2006 شبكهي تلويزيوني بي.بي.سي براي اولين بار، فيلم مستندي را پخش كرد كه در آن لورل در كنار آرامگاه هاردي ديده ميشد. * سال 2005 بر اساس يك نظرسنجي گستردهي رسانهاي، لورل و هاردي به عنوان محبوبترين زوج تاريخ سينما برگزيده شدند. منبع: روزنامهي خراسان، 4 خرداد 1387، شمارهي 16990
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 13:42 توسط گرشا |
|
| درباره وبلاگ |
به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم. سالهاست دچارش هستم و چه سخت بود بيدلي را، ساختن خانه اي در دل. و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش ...
|
| نوشته هاي پيشين |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشيو موضوعي |
|
.::مطالب آموزشی::. .::موسیقی خارجی::. .::موسیقی ایرانی::. .::داستان::. .::عکس::. .::زندگینامه بزرگان::. .::مقاله ها::. .::مطالب خواندنی::. .::سایر مطالب::. |
|
RSS
|