![]() |
||
|
اظهارات شهروندان در واكنش به افزايش 40 درصدي بليت اتوبوس در مشهد: شهروند شماره 1 كه در يك ايستگاه اتوبوس منتظر است: ما نمي دانيم آيا قرار است شهرداري كسري بودجه ي خود را از طريق افزايش قيمت بليت اتوبوس جبران كند؟ شهروند شماره 2 مستقر در بولوار وكيل آباد (محل گذر خط يك مترو مشهد): اگر قرار است مترو هم مثل اتوبوس باشد ما اصلا مترو نمي خواهيم، شهرداري همين الآن اجراي خطوط ديگر مترو را متوقف كند و قرارداد خريد واگن را هم لغو نمايد. شهروند شماره 3 مستقر در تالار بورس مشهد: طبق خبرهايي كه توي بازار بورس شايع شده، مثله اين كه به زودي شركت اتوبوسراني مشهد هم مثل شركت مخابرات كه با فروش خط يك ميليوني به بزرگ ترين شركت ايران تبديل شد، با فروش بليت 50 توماني به يكي از بزرگ ترين شركت هاي ايران تبديل مي شه و سهامش در بورس عرضه خواهد شد. با اين وضع من فكر مي كنم كل سهام آن پس از عرضه ظرف چند ثانيه به فروش برسه. شهروند شماره 5 حاضر در يكي از اتوبوس ها و در حال دعوا با راننده ي اتوبوسي كه تأخير نيم ساعته داشته است: حالا خيلي اتوبوس ها زود به زود مياد و خيلي هم نو و تميزه كه بايد 50 تومنم براشون بليت بديم. شهروند شماره 6 كه البته استاد اقتصاد دانشگاه هم هست: با اين وضع، استفاده از تاكسي به جاي اتوبوس در بسياري از مسير ها از نظر اقتصادي و با توجه به وقت و هزينه، بسيار با صرفه تر است. شهروند شماره 7 كه يك دانش آموز خردسال و در حال پياده رفتن به مدرسه است: از اين به بعد من بليتم رو نگه مي دارم و به جاش پياده ميرم مدرسه تا زنگ تفريح برا خودم لواشك آلوچه بخرم. آخه با پولي كه مامانم براي خوراكي بهم ميده فقط ميشه كيك و آبميوه و شير كاكائو خريد. شهروند شماره 8 كه سن كمي دارد و هنوز به مدرسه نمي رود، در مغازه بغالي به ما مي گويد: من يك هفته ست كه به جاي سكه، يه عالمه بليت تو قلكم جم كردم. الانم اومدم با بليتام پفك نمكي بخرم. شهروند شماره 9 كه به شغل شريف بليت فروشي مشغول است: راستشو بخاين از وقتي بليتا شده 50 تومن، طبق آمار سازمان ملل، محبوبيت شغل ما بين مردم 87 درصد كاهش پيدا كرده. از مردم عزيز خواهشمندم كه يه لطفي كنن و اين قد فحش بار ما نكنن. والا ما هيچ كاره ايم. شهروند شماره 10 كه راننده اتوبوس است: از همون روز اول كه بليتا رو كردن 50 تومن، ديگه همه مسافرا جيم مي زننو بدون بليت از ماشين مي پرن پايين. ما هم دستمون بهشون نمي رسه. ما كه فكر مي كنيم شهرداري به جاي اين كه از بليت هاي 50 تومني سود كنه، بدتر ضرر مي كنه. شهروند شماره 11 كه فردي عصباني است: اي خدا بزنه ... . پدر... . مادر... . .....!!!!!!!. (به علت رعايت شئونات اسلامي از درج حرف هاي اين شهروند معذوريم.) شهروند شماره 12 كه فردي باكلاس به نظر مي رسد: از ديرباز همواره در رسانه هاي كشور، براي جايگزيني اسباب آمد و شد همگاني به جاي اسباب بنزين سوز و آلاينده ي شخصي در بين مردم، فرهنگ سازي شده است. اما با اين كار شگفت انگيز و حيرت آور شهرداري و سازمان اتوبوسراني، تمام پنبه هاي رسانه ها و نخبگان فرهنگي كشور رشته شد و گند زدن رفت آقا... . شهروند شماره 13 كه سوار پرادو و فردي پول دار است: چيي ؟؟؟ زياد شده؟ حالا چه قدي شدههه؟ ...(بعد از اين كه پاسخ خود را مي شنود:) خب به تَهِ پام كه 50 تومن شده... تو برو در اين مورد گزارش تهيه كن كه سهميه سوخت ما رو قطع كردن از كجا بنزين بياريم بريزيم توي اين وامونده. ماهي دو مِيلون پول بنزين اين بي صاحاب مي شه حالا شما نگراني كه بليت اتوبوس سي تومن بوده شده 50 تومممممممنننننن؟؟؟؟؟؟؟ شهروند شماره 14 كه مشغول گدايي سر چهارراه است: واقعا من نمي دانم اينها چَ كار مي كِنَن؟ از اون موقَع مردم هِي به ما بليت مدن... قبلنا پول خوردارو مي رفتيم درشت مي كرديم حالا اين بليتارو چَ كار كِنيم؟ (با ريتم چهارشنبه در آن سريال كه به علت تبليغ شدن نمي توانيم نامش را بياوريم خوانده شود.) شهروند شماره 15 كه كارمند شهرداري يكي از منطقه هاست: ما اميدواريم كه با افزايش بهاي بليت ها، به زودي طرح بزرگ ميدان شهدا، طرح خط يك و دو و سه و چهار مترو به همراه واگن هايشان، طرح احداث پايانه مسافربري غرب مشهد، طرح احداث ورزشگاه 100 هزار نفري، طرح ساخت شهر تمدن در مشهد، رفع مشكلات مالي تيم هاي پيام و ابومسلم، احداث 50 تقاطع غير همسطح، احداث 100 پل روگذر هوايي براي عابران پياده به همراه پله برقي، طرح احداث مجتمع تجاري درياي نور و الماس غرب و برج 30 طبقه مشهد و مركز اقتصادي مشهد و ساير مراكز فرهنگي، هنري، اقتصادي، تجاري و تبليغاتي و هم چنين ايجاد قطار سريع السير تهران به مشهد و بالعكس كه اين مسير را در 2 ساعت مي پيمايد و ساير طرح هاي شهرداري كه معطل بودجه مالي مانده اند، تكميل، افتتاح و آماده ي بهره برداري قرار گيرند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مهر1387ساعت 23:30 توسط گرشا |
|
| درباره وبلاگ |
به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم. سالهاست دچارش هستم و چه سخت بود بيدلي را، ساختن خانه اي در دل. و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش ...
|
| نوشته هاي پيشين |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشيو موضوعي |
|
.::مطالب آموزشی::. .::موسیقی خارجی::. .::موسیقی ایرانی::. .::داستان::. .::عکس::. .::زندگینامه بزرگان::. .::مقاله ها::. .::مطالب خواندنی::. .::سایر مطالب::. |
|
RSS
|